
وقتی خبرِ رنج یک خبرنگار، مدیرکل بهزیستی را به خانه او کشاند
۱۵:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۹
جزئیات جلسه وزرای علوم و بهداشت با رئیس کل دیوان محاسبات کشور درباره افزایش حقوق اعضای هیات علمی
۲۰:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۲میان جاده شیراز به کازرون، در جنگل دشت برم، بارانی نرم و ریز، آرامآرام بر برگهای درختان بلوط مینشیند و مسافران اتوبوس را به تماشای این نجوا فرا میخواند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فارس به روز ، جاده شیراز به کازرون، درست در میانه راه، خود را به آغوش جنگل دشت برم میسپارد. آنجا که درختان بلوط، کهنسال و سربهفلککشیده، چون نگهبانانی خاموش، صف کشیدهاند و هر کدام داستانی از هزارهها در ریشههایشان نهفته است. اتوبوس که از این جاده عبور میکند، ناگهان همهچیز تغییر میکند و حال و هوای جاده عوض میشود. جنگل جلوی چشمها سبزتر میشود، انگار خودش نفس میکشد. پشت شیشههای بسته اتوبوس، باران را میبینی که آرام آرام روی برگهای بلوط مینشیند و خاک را تازهتر میکند. بویِ واقعیِ باران و برگِ خیس به داخل نمیآید، اما آنقدر این همه زیبایی توی چشمهایت قشنگ است که حسش میکنی، انگار همان هوا را داری تنفس میکنی. مسافرها خیره شدهاند به این همه طراوت، و دلشان میخواهد کاش میشد یک لحظه توی این بارانِ نرم قدم بزنند.
باران، نه آن تند و توفانی که بترساند، بلکه بارانی ریز و نرم، چون نغمهای بیکلام، از ابرها فرو میچکد. قطرههای باران، روی شیشههای اتوبوس خطهایی کج و معوج میکشند و هر چه بیرون است، در پشت این قطرهها رنگ میبازد و محو می شود. برفپاککنها، با حرکتِ موزون و آهنگینِ خود، هر لحظه این پردۀ مهآلود را کنار میزنند و باز، جنگل را در قابی تازه نشان میدهند. گویی تماشاگرِ فیلمی هستی که سکانسهایش را خود باران مینویسد.
درختان بلوط، با آن شاخههای گرهخورده و پیچدرپیچ و قامت استوارشان از پشت شیشه های اتوبوس دیده می شوند و آب باران، گرچه اندک میبارید، اما در برخی نقاط، به آرامی روی برگها و تنههای درختان جاری میشد و در گودیِ زمین، لکههای نمدار و رگههای نازکی از آب ایجاد کرده بود که به سوی ریشهها میرفت.
باران آنقدر نرم میبارید که جاده را خیس نکرده بود؛ تنها یک لایۀ نازک از رطوبت روی آن نشسته بود که رنگِ خاکستریِ آسفالت را کمی تیرهتر نشان میداد و لاستیکهای اتوبوس، روی این سطح نمآلود حرکت میکردند.
به آهستگی که جلو میرویم، نگاهم به این درختان استوار میافتد. میدانم که این جنگل، یکی از کهنترین رویشگاههای بلوط ایران است.
اتوبوس آرام آرام به جلو میرود، گویی میخواهد این لحظه را به درازا بکشد. باران همچنان میبارد، نه به قصدِ خیساندن، که برای نواختنِ سرودی بر برگها. درختانِ بلوط، چون پیرمردانی دانا، در سکوتِ این شستوشویِ آسمانی، خیره میشوند به جادهای که مسافران
را از میانِ دلِ سبزِ خود میگذرانند.
من اما، خنکای نم آلود هوا و بوی خاک باران خورده را در ذهنم مجسم کرده و مرور می کنم.
انتهای پیام/



