
انجام نخستین عمل کاشت پروتز شنوایی با فناوری Osia در استان فارس و کلانمنطقه پنج آمایشی سلامت کشور
۱۳:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۵در پهنه کهن استان فارس، در همان نخستین گام که از شمال پای به خاک این دیار تمدنساز میگذاریم، سرزمینی پیش روی ما آغوش میگشاید که نامش با صبوری، هنر و سرزندگی گره خورده است: آباده
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فارس به روز ، آباده شهری نیست که بتوان ساده از کنارش گذشت؛ این دیار، مهد دستهایی است که سختترین تنههای چوب را مثل موم رام میکنند، زنانی که رنگینکمان طبیعت را بر دار قالی مینشانند، و زمینِ سخاوتمندی که آتشینترین کورههای صنعتی کشور را سرپا نگه داشته است. آباده آیینهای تمامنما از روح ایرانی است؛ جایی که نشان میدهد چگونه میتوان با دست خالی، اما با دلی سرشار از ذوق و اندیشه، از دل خاک و چوب، ثروت، عزت و زیبایی آفرید.
۱. منبت آباده؛ وقتی تیشه بر چوب، غزل میسراید
آباده را جهان با یک نامِ پرآوازه میشناسد: «شهر جهانی منبت»،عنوانی شایسته که یونسکو و شورای جهانی صنایعدستی بر سینه این شهر نشاندند. اما جادوی منبت آباده در چیست؟
در کارگاههای پر از عطرِ چوب این شهر، استادکار منبت به یک کُنده بیجان گردو، گلابی یا عناب نگاه میکند و در دل آن، رقص گلهای اسلیمی و ختایی را میبیند. منبت آباده، تراشیدنِ خشن چوب نیست؛ ظرافتِ محض است. تیغههای ظریف مغار، چنان با عشق خطوط را یکییکی بیرون میکشند که گویی توری نازکی از جنس چوب بافتهاند. این هنر، عصاره شکیبایی مردم آباده است. در دنیای پرهیاهوی امروز که همهچیز ماشینی و بیروح شده، مردم جهان تشنه لمس همین آثار دستساز و اصیلاند. هنر منبت آباده میتواند خانههای سراسر جهان را با عطر هنر ایران پیوند بزند و سفیری درخشان برای فرهنگ ما باشد.
۲. قالی هیبتلو؛ دشتهای پرگل زاگرس بر پهنه دستبافتهها
کمی آنسوتر از کارگاههای چوب، صدای دفه و کرکیت و دستان هنرمند زنان عشایر و روستایی به گوش میرسد. نام قالی آباده در جهان با نقشه جاودان هیبتلو و ترنجهای سهگانه هندسیاش شناخته میشود.
زیبایی این دستبافتهها فقط در نقشونگار آنها نیست، بلکه در زندگیِ جاری در تار و پودشان است. پشم این قالیها از گوسفندان همین دشتهاست و رنگهای زنده و گرمش—از قرمز دانه روناس تا زردیِ چشمنواز پوست انار و جاشیر—از دل گیاهان کوهستان روییده است. این فرشها با گذشت دههها نهتنها رنگ نمیبازند، بلکه با گذشت زمان، هرچه پا بخورند درخشانتر و ارزشمندتر میشوند. قالی هیبتلو اثری است که هر علاقهمند به هنری در جهان آرزوی داشتنش را دارد.
۳. گیوه ملکی؛ خنکای نسیم در گرمای تابستان
یکی از شاهکارهای چشمنواز و کاربردی آباده، گیوه ملکی است؛ پاپوشی سنتی و باوقار که آسایش، سبکی و خنکی را به پای انسان هدیه میدهد.
رویه این گیوه از نخهای پنبهای خالص و بافتهشده با دست است؛ به همین دلیل جریان هوا بهراحتی در آن گردش میکند و پا حتی در گرمترین روزهای تابستان کاملاً خنک میماند و عرق نمیکند. زیره آن نیز حاصل ساعتها هنرِ تختکشی با پارچههای پنبهای فشرده و چرم طبیعی است که ضربه زمین را میگیرد و پیادهروی را بینهایت راحت و دلنشین میسازد. این پایپوش سنتی، پاسخی هوشمندانه از دل فرهنگ کویر است ،پاپوشی که هم سبک و راحت است و هم با طبیعت سازگاری کامل دارد و میتواند به عنوان یک پاپوش محبوب تابستانی به تمام بازارهای داخلی و خارجی سفر کند.
۴. خاک نسوز؛ گنج پنهان در دل کوهستان
خداوند علاوه بر ذوقِ هنر، ثروتی شگفتانگیز را در اعماق زمین آباده به ودیعه نهاده است. معدن خاک نسوز استقلال آباده، بزرگترین ذخیرهگاه این کانی ارزشمند در خاورمیانه است. این خاکهای دیرگداز، همان موادی هستند که دیواره کورههای داغ فولاد، سیمان و شیشهسازی را در برابر هزاران درجه حرارت حفظ میکنند.
حیف است این گنجینه بینظیر، تنها به صورت سنگهای خام و ارزان از آباده برود. خاک نسوز آباده بایستی در کارخانههای پیشرفته همین شهر و استان، به سرامیکهای باکیفیت و فرآوردههای باارزش تبدیل شود تا هم جوانان شهر صاحب کار و افتخار شوند و هم ارزش واقعی این نعمت بزرگ به خانه و سفره مردم بازگردد.
۵-قلعه و کاروانسرای ایزدخواست؛ نگین تمدن در دروازه فارس
در پیشانی شهرستان آباده، چشمان هر مسافری به دیدن صخره بلند ایزدخواست خیره میماند. قلعه باستانی و کاروانسرای ایزدخواست، سندی است از هوش معماری ایرانیان. قلعهای چندطبقه و شبیه به یک شهر کوچک که قرنها پیش ساخته شد تا کاروانها و مسافران در امنیت کامل بیاسایند. این کاروانسرا که اکنون در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز ثبت شده، به ما یادآوری میکند که آباده همواره دروازه استقبال، تجارت و گفتوگوی فرهنگها در طول تاریخ بوده است.
چشمانداز روشن آباده تا سال ۱۴۱۰؛ پنج گام برای شکوفایی
برای آنکه آباده از تمام این داشتههای ارزشمند بیشترین بهره را ببرد و چراغ زندگی در آن روزبهروز پرفروغتر شود، میتوان پنج مسیر روشن را پیش پای این دیار گذاشت:
۱. آوردن هنر منبت به زندگی روزمره:منبت را علاوه بر جعبههای سنتی، وارد دکوراسیون و وسایل کاربردی امروز کنیم؛ مبلمان زیبا، قابهای شیک و آثاری که نسل جوان و مسافران با اشتیاق خریدار آن باشند.
۲.بستهبندی فاخر و شناسنامه اصالت:هنر دست آباده نباید ساده و بدون نشان فروخته شود. هر اثر منبت یا قالی باید شناسنامهای زیبا همراه داشته باشد که نام استادکار و داستان اصالت آن را برای خریداران بازگو کند.
۳. توقف خامفروشی خاک نسوز:ایجاد کارگاهها و کارخانههای فرآوری در منطقه، تا سنگهای این دیار به محصولات باارزش سرامیکی تبدیل شوند و سود اصلی آن نصیب مردم منطقه شود.
۴. زنده کردن کاروانسراها برای مسافران و گردشگران:تبدیل فضاهای تاریخی مثل ایزدخواست و خانههای قدیمی آباده به اقامتگاههای دلنشین و مراکز صنایعدستی، تا مسافرانی که میان شیراز و اصفهان در رفتوآمدند، در آباده توقف کنند، هنر شهر را ببینند و خرید کنند.
۵. احترام و حمایت از دستهای زحمتکش هنرمندان:اگر شبکه فروش طوری سامان یابد که سود اصلی حاصل از هنر به جیب زنان بافنده و گیوهدوزان زحمتکش برود، فرزندان و جوانان این دیار نیز با شوق و امید این هنرها را زنده نگه خواهند داشت.
کلام آخر
آباده سرزمینی است که هنر در رگهایش میجوشد و خاکش عیار طلا دارد. از نوک قلم منبتکار پیر که با عشق بر چوب نقش میزند، تا دختر بافندهای که روی دار قالی آرزوهایش را به تصویر میکشد، همگی گنجینههای زنده ما هستند.
کافی است این داشتهها را با نگاهی نو و همتی جمعی قدر بدانیم. آباده این شایستگی را دارد که نهتنها نگین درخشان فارس، بلکه یکی از سربلندترین پایتختهای هنر، تولید و افتخار در سراسر ایران باشد.
دکتر نیره اکبری
انتهای پیام/



