
آغاز ساخت مجتمع خدماتی و توانبخشی شرق فارس در داراب
۱۲:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۱
ماندگاری آزیترومایسین در بدن و اهمیت مصرف منطقی آنتیبیوتیکها
۱۲:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۱حافظ در کوچه، بازار، خانه، تاکسی و چایخانه زندگی میکند؛ او در دل مردم عادی نفس میکشد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فارس به روز؛ راننده تاکسی در ترافیک خیابان زند شیراز، بیتی از حافظ را روی شیشه ماشینش چسبانده: «دلا بسوز که سوز تو کارها بکند» مسافر میپرسد: این بیت را از کجا آوردهاید؟ راننده لبخند میزند: حافظ همیشه همراهم است.
در چایخانههای سنتی، پیرمردی دیوان حافظ را باز میکند و برای مشتریان فال میگیرد. در خانه ها، مادری برای فرزندش شعر حافظ میخواند. در فضای مجازی، هر روز یک بیت از این شاعر مردمی منتشر میکنند. در شب یلدا، خانوادهها دور هم جمع میشوند و فال حافظ میگیرند.
حافظ در کوچه، بازار، خانه، تاکسی، مغازه، مدرسه و دل مردم عادی زندگی میکند. او شاعری است که در زندگی روزمره مردم نفس میکشد.
حافظ، در پنجرههای شهر
جواد دهقانیان، استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز و مدرس مرکز حافظ شناسی درباره حضور حافظ در زندگی روزمره و ماندگاری و فرازمانی و فرامکانی شدن شعر او میگوید:
شعر حافظ در نقطههای کمال قرار دارد. حافظ به تعبیر برخی، وارث تمام عیار شاعران پیش از خود است؛ یعنی همه مضامین و ظرافتهای شاعری پیش از خود را استنباط، درک و مطالعه کرده و کوشیده آنها را به کمال برساند.
او غزل تلفیق را یکی از دلایل ماندگاری حافظ میداند، و می افزاید: حافظ دو سنت قوی پیش از خود – غزل عاشقانهای که سعدی در آن به اوج رسیده بود و غزل عرفانی که سنایی و مولانا به کمال رسانده بودند – با هم جمع کرده و دو گفتمان عشق و عرفان را تلفیق میکند تا اثری زیبا و هنری بیافریند.
دهقانیان ادامه می دهد: از این رو، شعر حافظ از گفتمانهای عاشقانه و عرفانی بهره میگیرد و عناصر و مضامین زیبای آنها را برای شاعری و آفرینش هنر به کار میگیرد.
همین تلفیق عشق و عرفان است که حافظ را در دل مردم جای داده است. مردم عشق را میفهمند، عرفان را احساس میکنند، و حافظ را زبان دل خود میدانند.
استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز اضافه می کند: حافظ مضامین پیش از خود را به اوج میرساند و سعی می کند کاملترین تصویر شاعرانه را از آنها بسازد.
دهقانیان بیان می کند: لسان الغیب به مخاطبانش شادی هدیه می دهد و آن ها را به زندگی امیدوارتر می کند.
او با اشاره به تکثر معنا در شعر حافظ، اضافه می کند: شاعر با ابهامها، ایهامها، شگردها و تکنیکهای زبانی – که امکان تولید معناهای متکثر از یک متن واحد را ممکن میکند – به مخاطب اجازه میدهد معناهای مختلف از شعرش استنباط کند؛ متناسب با پیشزمینههای ذهنی و روحیاتش، معنای مورد نظرش را از متن کشف کند و این هنر بسیار بزرگی است.
دهقانیان می گوید: استفاده از لحن طنز و شاد و در عین حال انتقادی باعث شده مخاطب همچنان این شعر را بپسندد و آن را به عنوان شعری برتر همیشه مدنظر قرار بدهد.
حافظ، در نقد اجتماعی
مدرس مرکز حافظ شناسی با اشاره به زمینه تاریخی عصر حافظ میگوید: حافظ، در اواخر دوره ایلخانان و فروپاشی آنها و هرجومرجها و دگرگونیهای سیاسی این عصر زندگی می کرد.
او توضیح میدهد: خانوادهای از همین مغولها به نام اینجو کنار رفتند و خانوادۀ آل مظفر از یزد، با امیرمبارزالدین و فرزندش شاه شجاع و پسرعموهایش به شیراز آمدند و مرتب در جدال و زد و خورد با یکدیگر بودند. در واقع، یک قدرت قاهر سیاسی نمیبینیم؛ جامعه و فضای سیاسی مثل یک دریا یا اقیانوس پرموج و پرتلاطمی است که هر آن ممکن است پادشاهی بر سر قدرت بیاید و ثبات سیاسی چندانی وجود ندارد.
در چنین فضایی، حافظ نقد میکند، اما نه مستقیم. دهقانیان میگوید: اگر گاهی نقدهایی میبینیم، حاصل گسستها و گسلهای سیاسی است و معمولاً این نقد، غیرمستقیم و تلقیحی مطرح میشود.
او به عبید زاکانی اشاره میکند: عبید زاکانی از لحن طنز به عنوان سلاح و ابزاری کارآمد برای نقد کجیها و کاستیهای اجتماعی و دینی عصر خودش استفاده میکند. و حافظ همین راه را میرود: نقد با طنز، نه با فریاد.
رند از قلندریات تا تکامل شخصیت
یکی از کلیدیترین مفاهیم شعر حافظ، «رند» است. استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز درباره رند میگوید: رند شخصیتی اسطورهای و قهرمانی است که حافظ میسازد. البته معنایش این نیست که قبل از حافظ، کلمه رند وجود نداشته است.
او بیان می کند: در نوعی از شعر عرفانی که آن را قلندریات مینامیم، رند شخصیتی متفاوت مطرح میشود. اما بلوغ و تکامل این شخصیت را میتوان در شعر حافظ دانست؛ جایی که این رند علاوه بر شخصیت عرفانی، یک شخصیت انسانی به تمام معنا پیدا میکند و به تعبیری، تماماً انسان میشود.
عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش / تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
دهقانیان اضافه می کند: این رند ترکیب عجیبی است؛ ترکیبی از متضادها، پارادوکسیکال و ترکیبی که هم در اوج معرفت عرفانی و هم در اوج کمال انسانی است. یعنی کاملاً انسان و تمام کنشهایش بسیار زمینی است.
رند در برابر هنجارهای غلط
مدرس مرکز حافظ شناسی میگوید: رند کسی است که خوشباش (اهل شادی و لذت بردن از زندگی) است، در مقابل بسیاری از هنجارهای غلط اجتماعی میایستد؛ اِبایی ندارد که گفتمان جدیدی مطرح کند و حرفهای تازهای بیاورد، همچنین آزاری به دیگران نمیرساند، خودش را سرزنش نمیکند و به زیستن بیشترین اعتقاد را دارد. این رند، قهرمان زندگی روزمره است.
عشق: از رند تا معشوق
دهقانیان توضیح می دهد: مفهوم عشق با رند عجین است، رند عاشقی است که از فرو رفتن در دریای عشق هیچ اِبایی ندارد:
عشق دردانهست و من غواص و دریا میکده / سر فرو بردم در آنجا تا کجا سَربَرکُنم
سعید حسامپور، دبیر علمی مرکز حافظشناسی و استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، نیز چنین میگوید: عشق در نگاه حافظ تنها به عشق به جنس مخالف یا عشق به معبود محدود نمیشود؛ بلکه طیف گستردهای دارد که گونههای گوناگون را در بر میگیرد: عشق به طبیعت، عشق به محیط زیست، و عشق به انسانها که نمود آن در مهربانی و رفتار بهتر با همنوعان دیده میشود.
غرور انسانی در اوج فقر
دهقانیان میگوید: رند حافظ، غرور انسانی جذابی دارد، غروری که گمراه نمی شود و به او کمال میبخشد.
من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست / کِی طمع در گردش گردون دونپرور کنم
گرچه گَردآلود فقرم، شرم باد از همتم / گر به آب چشمۀ خورشید دامن تر کنم
مدرس مرکز حافظ شناسی درباره این بیت می افزاید: انسانی است که اگرچه فقر، لباسش را گَردآلود کرده، اما انسان با همتی است. این بیت، غرور انسانی و همت بلند را در اوج فقر و تنگدستی نشان می دهد.
حافظ؛ تکنولوژی و رسانههای نوین، پلی به نسل جوان
دهقانیان توضیح می دهد: اینکه آیا شعر حافظ همچنان با مخاطب عام – با همه زیباییها و ظرفیتهای ادبی که دارد – ارتباط برقرار میکند، جای تردید و تأمل دارد؛ چرا که یک میراث بزرگ ادبی و شاید تمام میراثهای ادبی ما در خطر انقراض هستند. اگر زبان آنها فهمیده نشود و در قالبهای دیگری بهروز نشوند، امکان دارد از بین بروند.
او ادامه می دهد: اگر میخواهیم میراثهای گذشتهمان از دست نرود، رابطه نسل قدیم و جدید از هم گسسته و گسست فرهنگی ایجاد نشود، باید فکری برای این کار بکنیم.
استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز درباره اینکه چگونه میتوان آثار گذشته را به زمان حال منتقل کرد، می گوید: این رسالتی است که تا اندازهای دانشگاهها، مراکز آموزش و پرورش و مراکز فرهنگی مثل صدا و سیما بر عهده دارند.
دهقانیان اظهار می کند: دانشگاهها سهمی در تثبیت فرهنگ ملی و حفظ میراثهای فرهنگی دارند، اما این کافی نیست. باید متون، تاریخ ادبیات و آثار فرهنگی ما به نحوی در فرهنگ عامه هم گسترش پیدا کند و جامعه کوچک دانشگاهی نمیتواند این کار را بکند. راههایی که میتوان این کار را انجام داد متعدد است و ما باید همگام با تکنولوژی پیش برویم.
استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز بیان می کند: امروز در دنیا از تبدیل میراثهای نوشتاری و مکتوب به رسانههای مولتیمدیا و چندمنظوره بسیار صحبت میشود و اقداماتی صورت گرفته است.
او پیشنهاد می دهد: تبدیل این آثار به موسیقی، فیلم، انیمیشن و ژانرهای (قالبهای) جدیدی که تصویر و متن با هم هستند – مانند کمیک – یا بازآفرینی متون در قالبهای جدید و سریالسازی از متون، از جمله مواردی هستند که میتوانند مؤثر باشند و هم ارتباط نسلی ایجاد کنند و هم از انقراض میراث فرهنگی ما جلوگیری کنند؛ میراثهایی که میتوانند زنده بمانند و حتی اگر از یاد رفتهاند، دوباره زنده شوند. اینها کارهایی است که ما میتوانیم انجام دهیم.
حافظ؛ پناهگاه فرهنگ
مدرس مرکز حافظ شناسی توضیح می دهد: تاریخ فرهنگی – که شعر، نوشتار و ادبیات است – ستون فقرات جامعه ما را تشکیل داده و همین ستون فقرات، جامعه ما را از خرد شدن حفظ کرده است.
او یادآوری می کند: فرهنگ و زبان عربی در برخورد با همه مناطق توانست آنها را تسخیر کند، اما وقتی به فرهنگ فارسی و ایرانی رسید، متوقف شد. یعنی زبان فارسی نه تنها هویت خودش را حفظ کرد، بلکه هویت خردهفرهنگهای دیگر را هم حفظ کرد. یا بعد از حمله مغول، به خاطر همین فرهنگ و همین زبان، ما توانستیم سرپا بمانیم.
دهقانیان با اشاره به نقش فرهنگ در حفظ جامعه، می گوید: این فرهنگ، پناهگاه امن و خوبی بوده برای اینکه ما خودمان را در بستر تاریخ گم نکنیم، از دست ندهیم و دچار سقوط نشویم.
اخیرا برخی مسئولان ایالات متحده امریکا از محو تمدنی ایران صحبت کرده اند.
استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه این صحبت کردن از محو تمدنی ایران، مسئلۀ بسیار مهمی است، تاکید کرد: فرهنگ فارسی و تمدن ایرانی همیشه پشتوانه هایی برای خودش داشته که به نظر من هنر و ادبیات یکی از آن ها بوده است و توانسته در سایه همین پناهگاهها خودش را حفظ کند. شعر شاعرانی همچون حافظ، سعدی و فردوسی از جمله همین تکیه گاه ها هستند که تاکنون فرهنگ ما را حفظ کردهاند.
دهقانیان، یک بیت از حافظ را به عنوان پیام بزرگداشت این شاعر جاودانه و جهانشمول تقدیم میکند:
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
حافظ، در رویدادهای مردمی
بهزاد مریدی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان فارس، پیش از این در جمع خبرنگاران از رویکرد امسال در برگزاری مراسم یادبود حافظ گفت: رویکرد امسال در برگزاری مراسم یادبود حافظ، خروج از حالت رسمی و تبدیل آن به جشنی مردمی است تا همه مردم شیراز و گردشگران بتوانند در این مناسبت مشارکت داشته باشند.
او بیان می کند: مجموعهای از برنامهها با عنوان «از شور عرفان تا راز غزل» طراحی و اجرا شده است تا پیوند معنوی مخاطبان با اندیشههای حافظ در فضای شهری و گردشگری تقویت شود.
مریدی از تسهیل حضور بازدیدکنندگان میگوید: در تاریخهای ۱۸ و ۱۹ مهرماه، ورود به مجموعه حافظیه برای همه شهروندان و میهمانان رایگان بود.
او اضافه کرده بود: در ۲۰ مهرماه نیز مجموعه حافظیه تا ساعت ۱۵:۰۰ بهصورت رایگان پذیرای بازدیدکنندگان بود و پس از آن ساعت، امکان میزبانی از میهمانان، همشهریان و مسافران وجود نداشت.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان فارس تأکید میکند: هدف از این برنامهریزی، ایجاد فرصتی برابر برای همه اقشار جامعه در فضای معنوی یادروز حافظ و ارائه تصویری روشن از مهماننوازی شیراز در چارچوب رویدادهای «مهر شیراز» است.
پنجرهای که همیشه باز است
حافظ فقط یک شاعر کلاسیک نیست. او در زندگی روزمره مردم نفس میکشد؛ در خانه، مدرسه، تاکسی، چایخانه، فضای مجازی و حتی در شب یلدا. در یک کلام، او همه جا هست.
حافظ با شعرش به خواننده شادی، امید و خوشبینی میبخشد. انسان هم از هنر همین را میخواهد: که او را به زندگی دلگرمتر کند و شوق بودن را در او روشن کند.
حافظ پنجرهای است که همیشه باز است. پنجرهای رو به دل مردم، زندگی و عشق. و هر کسی – از هر نسل، قشر و شهر – میتواند از این پنجره، معنایی تازه برای زندگی بیابد.
خبرنگار: مژده عینی
انتهای پیام/



